close
تبلیغات در اینترنت
برهمکنش ایرانیان و اعراب

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 45
  • کل نظرات : 1
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 8
  • بازديد ديروز : 9
  • بازديد کننده امروز : 1
  • بازديد کننده ديروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 3
  • بازديد هفته : 34
  • بازديد ماه : 129
  • بازديد سال : 2,340
  • بازديد کلي : 10,931
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.10.219
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

 

پیش از پیدایش اسلام

نخستین برخوردها و کنش ها و روابط میان ایرانیان و اعراب را بطور جدی و موثر باید در دوره ساسانیان دانست.در همین دوره بود که روابط ایرانیان و اعراب با نفوذ ایران در بخش هایی از جزیره العرب پدیدار شد.که از آغاز تاکنون این برهمکنش ها دراین نویسه پرداخته خواهدشد.

پیش از هرگونه پرداخت باید دانست که اعراب در پیش از پیدایش اسلام مردمانی صحراگرد،بیابان نشین و کم تمدن به شمار می آمدند و چون در منطقه ای می زیستند که ریگزارها  بیابان های بزرگ آنرا دربرگرفته بود و منطقه ای بسته به شمار می رفت.مردم آن همبودی و تعامل زیادی با مردمان سایر کشورها نداشتند و در جاهلیتی بس شگفت آور به سر می بردند و دست به کارهایی نظیر زنده به گورکردن دختران، سنت احمقانه نفی و لحاق،خوردن خون و مردار و غذاهای خشن و آبهایی تیره در برخی موارد می زدند.

همانطور که گفته شد مردم عربستان ارتباط زیادی باسایر ملل نداشتند و تنها روابط تجاری با شام و حبشه را میتوان دید و روابط ایرانیان و عربها نیز زیاد نبوده است اما به جهت همجواری اعراب با ایران خواه ناخواه روابط و برهم کنش هایی رخ می دهد.برای نمونه باید گفت پرداختن و بازگویی افسانه ها و حماسه های ایرانیان و مدح داستان های اسطوره های  ایرانی توسط بازرگانان و داستان خوانان عرب در شبه جزیره عربستان دیده شده و همچنین وجود واژگان پارسی در زبان عربی پیش از اسلام و همینطور پیروان دین ایرانی زرتشت در عمان و یمن بطور اندک و پراکنده بیانگر این موضوع است.

اما اگر بخواهیم نخستین برهمکنش ایرانیان و اعراب را برشمریم باید به دوره شاپور بزرگ{دوم}بنگریم که به دستور او کشتی هایی را به دریای پارس انداختند و اعراب بحرین رابشدت سرکوب و متواری کردند به صورتیکه نوشته اند به دستور شاپور شانه اسیران عرب را سوراخ کردند و ریسمان ازآن می گذرانیدند که از این جهت به ذوالاکتاف آوازه پیدا کرد.

 دست نشاندگی یمن

در دوره شاه دادگر ساسانی یعنی انوشیروان یکی از شاهزادگان خاندان حِمیَر در یمن به دربار ایران پناهنده میشود و از ایرانیان برای بازگرداندن تاج و تخت حمیریان یاری می طلبد که دراوایل قرن ششم میلادی حبشی های مسیحی به یمن قشون کشیده و آنجارا به تصرف خود درآورده بودند که انوشیروان نیز سرداری به نام وهرز دیلمی به همراه قشون ایرانی برای تسلط بر یمن راهی می کند که وهرز موفق میشود تمام سرزمین های جنوبی خلیج پارس در جزیره العرب که امروزه از آنها با نام کویت،قطر،بحرین و امارات و بخشی از عربستان کنونی تا یمن و عدن پیش رود و پس از آن خاندان حمیریان دست نشانده ایران در یمن شدند.

لخمی ها دست نشانده دیگر ایران در جزیره العرب

از دیگر حکومتهایی که در عربستان به چشم می آمدند دولت لخمی ها یا حیره بود این دولت درجنوب میان رودان قرار داشت و دست نشانده ایران در شمال جزیره العرب بود و وظیفه داشت از ورود اعراب به مرزهای ایران جلوگیری کند.که از جمله شاهان معروف آن نعمان بود که بدست خسروپرویز کشته شد.

 


 

پس از پیدایش اسلام

همانطورکه گفته شد اعراب پیش از اسلام از دید تمدن و معاشرت در سطح بسیار پایینی جای داشتند وبا ظهور اسلام و پیامبر گرامی اسلام و تقویت معنویت و بنیان های روحی توانستند در خود خیزشی شگرف پدید آورند و طوری روح آنها ساخته شد که بیشترشان از مرگ نمی ترسیدند و ایمان داشتند با شهیدشدن وارد بهشت میشوند و بهترین زندگی را در آن دنیا خواهند داشت و از طرفی دیگردر محیطی خشن زندگی می کردند و دست و پنجه نرم کردن با سختی ها و مشکلات،کمبود خوراکی،گرمای طاقت فرسا و بیابان گردی سبب شده بود که آنها با سختی ها خوی گرفته بودند و در سمت دیگر دو امپراتوری ایران و روم براثر جنگهای پرهزینه و پی درپی و طولانی باعث شده بود که نیروهایشان از جنگیدن خسته شوند و فاقد روحیه شده و از لحاظ معنویات نیز بسی ضعیف شده بودند چراکه جامعه ایران دردوره ساسانی بر پایه نظام طبقاتی بناشده بود بطوریکه ارتقا از یک طبقه به طبقه ی دیگر به هیچ عنوان امکان پذیر نبود.

از طرفی دخل و تصرف موبدان زرتشتی دراین دین آسمانی باعث بوجودآمدن آداب و رسوم و قوانین بسیارسخت و دشوار شده بود و ظلم و ستم و دید طبقاتی حکومت ساسانی به مردم و مالیات های گزاف سبب شده بود که کاسه صبر مردم لبریز شود و مردم انگیزه خود را از دست بدهند این شرایط به همراه نالایقی شاه ایــــــران سبب شد عربها بتوانند باعث فروپاشی امپراتوری ساسانی شوند.

                                    حمله اعراب به ایران

 

جنگ زنجیر

در سال۶۳۳میلادی یا۱۲هجری خالدبن ولید سردار نامدار مسلمان با نیروهای خود به سمت شمال عربستان شتافت و در ناحیه ای در نزدیکی خلیج پارس و کویت امروزی که زیر نفوذ ایران بود،از مرزدار ایران هرمز خواست که یا مسلمان شود و یا جزیه دهد که هرمز او را به مبارزه تن به تن فراخواند که در این مبارزه هرمز شکست خورد و عربهای مسلمان پیروز شدند.

البته باید گفت جنگ زنجیر با کشتن هرمز تمام نشد و با پیشروی خالدبن ولید به سوی ساحل فرات جنگ بسیارسخت شده بود و گاهی پیروزی با ایرانیان و گاهی با عربان همراه بود که در فرجام کار عربان پیروز شدند و خالدبن ولید بعلت سختی پیروزی اش همه ی اسیران ایرانی را کشت.

جنگ پل

با بدتر شدن اوضاع دربار ایران رستم فرخزاد را برای جنگ با اعراب فرستاد.دراین جنگ اعراب مسلمان با فرماندهی ابوعبیدثقفی{پدر مختار ثقفی} پلی از قایق ها بر روی رودخانه فرات ساختند و به جنگ با ایرانیان رفتند در این جنگ پیل های جنگی لشکر ایران چونان باعث وحشت اسبهای مسلمانان شد که از فرمان سواران خود سرباز زدند،دراین جنگ ابوعبید ثقفی فرمانده اعراب مسلمان توسط یک پیل جنگی کشته شد و ایرانیان توانستند بر اعراب پیروز شوند که آمار کشته شدگان اعراب مسلمان را چهارهزار تن برشمرده اند.

پس از این جنگ عمر فرستادگانی به تیسفون فرستاد که یزدگرد آنهارا پذیرفت و پس از آمدن آنها به شهر ظاهر و جامگان آنها موجب تحقیر و تمسخر بود و یزدگرد از آنها پرسید مقصود شما چیست؟گفتند باید اسلام بپذیرید یا جزیه بدهید.در پاسخ یزدگرد با نگاه حقارت به آنها نگریسته و به لباس آنها اشاره کرده گفت:شما مردمی هستید که سوسمار می خورید و بچه های خودتان را می کشید.مسلمانان پاسخ دادند که ما فقیر و گرسنه بودیم ولی خدا خواسته،غنی و سیر باشیم،حالا که شمشیر را اختیار کرده اید بین ما و شما حکم اوست.

جنگ قادسیه و گشودن تیسفون

در آغاز این جنگ برتری با ایرانیان بود اما بعد به علت رسیدن نیروهای کمکی از شام عربهای مسلمان برتری پیدا کردند و حتی رستم فرخزاد نیز در این نبرد کشته شد.پس از آن ایرانیان پافشاری بسیاری کردند اما اعراب با آمدن قوای کمکی دوباره از شام برتری یافتند و پس از دوماه استراحت راهی تیسفون شدند.در اینجا ایرانیان می توانستند با عربها مبارزه کنند چون اعراب از دانش کشتی سازی بی بهره بودند می شد آنها را مدتها در پشت دجله نگهدارند اما یزدگرد به محض آگاهی یافتن از نزدیک شدن اعراب مسلمان به دجله از تیسفون گریخت و شمار فراوانی از مردم تیسفون شهر را ترک کردند و با ورود اعراب مسلمان به تیسفون غرق حیرت ثروت و شکوه این شهر ایرانی شدند و غنیمتهای فراوانی بدست آوردند درحالیکه بیشتر اعراب طلا را نمی شناختند و کافور را نمک می پنداشتند.

 

جنگ جلولا

این جنگ نیز جنگی بسیار سخت بود که درپایان مسلمانان پیروز شدند و غنیمت های بسیار بدست آوردند و در میانرودان دو شهر کوفه و بصره را ساختند که سبب کم رونق شدن و از بین رفتن دو شهر تیسفون و حیره شد.

همچنین اعراب مسلمان تلاش هایی برای گشودن فارس کردند بطوریکه از راه بحرین و دریا حمله بردند اما با وجود رسیدن نیروهای کمکی شکست خوردند و به دنبال آن هرمزان فرماندار خوزستان اعراب را از اهواز بیرون راند.

جنگ نهاوند

این واپسین جنگی بود که یزدگرد با مسلمانان انجام داد این جنگ در آغاز بطور محتاطانه و خیلی طولانی پیش رفت که باعث می شد آذوقه مسلمانان رو به کاهش گراید اما در اینجا اعراب توانستند بایک فریب ارتش ساسانی را شکست دهند البته در این جنگ فرمانده عربها نعمان بن مقرن نیز کشته شد اما آخرین جنگ میان ساسانیان و اعراب مسلمان بود.

پس از این جنگ در زمان چند سال پیاپی اسپاهان،پارس،آتورپاتکان،ری،سیستان و مکران و...بدست عربها گشوده شد که در این زمان برخی از حکومتهای محلی  ایران ایستادگی  سختی  مانند سیستان از خود نشان دادند.و در مدت سلطه عرب بر ایران،ایرانیان فرو ننشسته و هرروز هر گوشه ای از ایران دچار شورش و آشوب بر عربها بود.

مرگ یزدگرد ساسانی

۱۰سال پس از جنگ نهاوند یزدگرد ساسانی کشته شد که ماجرای آن اینگونه است که پس از جنگ نهاوند وی از ری به اسپاهان و از آنجا به کرمان و سپس به بلخ و مرو رفت و ازآنجا فرستاده ای به چین فرستاد و از فغفور کمک خواست اما دولت چین به چرایی دوری چین از ایران درخواست یزدگرد را رد نمود و ترکان نیز بعلت ناخشنودی از رفتار یزدگرد به او پشت کردند و یزدگرد پس از آگاه شدن از نیرنگ مرزبان مرو از آنجا گریخت و سپس به دست آسیابانی کشته شد.

 


ایران در دوره خلفای اسلامی

 

پس از مرگ یزدگرد ایران بطور رسمی زیر چتر خلفای اسلامی درآمد و اگر چه ایرانیان از اعراب شکست خوردند اما هنوز تحرکاتی در هرگوشه از ایران برای بدست آوردن استقلال از دست رفته انجام می شد.وباید گفت مردم تبرستان تا زمان خلافت عثمان پایداری کردند و پیروز سوم فرزند یزدگرد خود را شاه ایران خواند و در کوههای طخارستان درپی نیرو برای جنگ با اعراب بود و امپراتوری چین در سال۶۶۱م سرزمینهای باختری خود را مرتب کرد و فرمانداری آنها را به پیروز سپرد.

اسلام و ایرانیان

اسلام آوردن ایرانیان بطور تدریجی بود اما در شهرهای ایران از جمله قزوین اسلام شتابان درمیان مردم جاگرفت اما پایبندی به آیین پیشینیان در پارس،تبرستان،دیلم و سیستان  بسیار پررنگ بود و ایستادگی بیشتری کرد.که از جمله دلایل آن آزار و ستمی که مردم ایران از شاهان ساسانی دیده بودند و همچنین تحریف دین زرتشت به دست موبدان و آداب و قوانین سخت این دین که با دست کاری موبدان بوجودآمده بود برخی از مردم ایران را با آمدن اسلام و آشناشدن با ویژگی های این دین آسمانی و دیدن پیام برابری و برادری و عدالت این دین پاک به آن گرویدند.

اما عده ی دیگری از مردم برای اینکه جزیه ندهند به ظاهر وانمود به مسلمانی می کردند و شماری دیگر نیز حاضر بودند جزیه هم بپردازند اما بردین خود استوار بمانند که میتوان گفت اسلام در شهرهای ایران بیشتر نسبت به روستاها جاگرفته بود.وباید دلایلی نیز بر اسلام نیاوردن شمار زیادی از مردم ایران در دو سده نخست پس از اسلام آورد از جمله آنان ستم و آزار برخی از فرمانداران عرب و آشنا نبودن مردم ایران بویژه در روستاها با ویژگی های نیکوی دین اسلام بود چراکه از برخی شواهد آشکار است که هدف بسیاری از حکام عرب بدست آوردن ثروت و غنیمت از مردم ایران بوده است نه اسلام آوردن آنها .و ظلم و ستمی که آنها کردند بسی فراوان بوده است.در تاریخ آمده است که اعراب با گشودن ایران،شمار بسیار زیادی از ایرانیان را کشتند و کتاب ها را سوزاندند و زنان و دختران ایرانی را به بردگی گرفتند ودر بازار های شهر مدینه فروختند.این ظلم و ستم ها بعدها در دوره اموی به اوج خود می رسد که به آن خواهیم پرداخت.

بنابراین مورخان گفته اند اسلام در سده چهارم هویت و جایگاه خود را در جامعه ایران تثبیت کرد و ایران زرتشتی دیگر تبدیل به ایران اسلامی شد.

کشته شدن خلیفه دوم به دست یک ایرانی

خلیفه دوم به دست یک ایرانی زرتشتی یا مسیحی به نام پیروز نهاوندی با۳یا۶ ضربه با خونگر دوسر کشته شد که مورخان گفته اند علت آن را ناخشنودی از مالیات های گزافی که باید می پرداخته بوده است.

 

ایران در دوره اموی

پس از آنکه معاویه حکومت را ربود و با نیرگ و فریب حکومت را بدست آورد به هر جنایت و سفاکی دست می زد در این دوره جاهلیت عرب که پس از اسلام به نژادپرستی و پان عربیسم تغییرچهره داده بود گویی که بیابانگردی ،زنده به گور کردن فرزندان،وحشی گری و سنت نفی و لقاح و...خود را فراموش کرده بودند بسیار تقویت شد کار به جایی رسید که بسیاری از اعراب خود را برتر و عجم ها را پایین تر از خود دانسته و رفتارهایی بسیار زننده و تحقیرآمیز نسبت به عجم ها انجام می دادند.

در برابر این اقدامات ضداسلامی امویان ایرانیان نیز از پای نشنسته و مقابل به مثل می کردند و جنبش های ضدعربی در ایران شکل گرفت که هرکدام اندیشه های گوناگونی داشتند.شماری اسلام را پذیرفتند اما تاب نژادپرستی ها وستم اعراب را نداشتند و در پی بیرون راندن عربها از ایران بودند.

اما عده ای دیگر در برابر عربگرایی امویان عربستیزی تندی را در پیش گرفتند و می خواستند هم عرب و هم اسلام را که عرب به ایران آورده بود از ایران بیرون کنند که چندی از آنها شکست خوردند و چندی پیروز شدند که در ادامه به آن می پردازیم.

در دوره امویان هراز چندگاهی یکی از شهرهای ایران می شورید و آنهارا وادار به فرستادن نیرو برای خواباندن شورش ها می کرد و همچنین جنبش هایی شکل می گرفت که حکومت اموی را درگیر خود می کرد.

جنبش مختار

پس از به شهادت رسیدن امام حسین در صحرای کربلا به دست یزید به تدریج زمزه های خونخواهی امام حسین در کوفه و پیرامونش شکل گرفت و درآغاز سلیمان بن صرد خزاعی و یارانش قیام توابین را به راه انداختند اما شکست خوردند و پس از آن مختار و ایرانیان جنبش خونخواهان امام حسین را به راه انداختند و موفقیت های زیادی مانندکشتن عبیدالله بن زیاد،عمربن سعد،شمربن ذی الجوشن نیز کسب کردند و ایرانیان توانستند از جنایتکاران و سفاکان اموی انتقام بگیرند.

جنبش موالی

این جنبش در واکنش به نژادپرستی بنی امیه و تحقیر ناعربها به پاخواست مشکلات و دشواریهای فراوانی برای امویان ایجادکرد.

جنبش شعوبیه

این جنبش بیشتر برای زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی و کیستی ملی ایران و مبارزه با عربها بنیان نهاده شد که بیشتر تمرکز آن در سرزمین خراسان بود.

جنبش سیاه جامگان و سرنگونی امویان بدست ایرانیان

جنبش سیاه جامگان به رهبری بهزادان پسر وندادهرمز یا ابومسلم خراسانی از خراسان برخاست و پس از پیروزی بر حاکم خراسان و گشودن شهر مرو، سپاهی را بسوی عراق روانه کرد و توانست مروان واپسین خلیفه اموی را شکست دهد و خلافت نژادپرستانه امویان  را  در سال ۱۳۲هجری قمری از صحنه گیتی برچیند و به جای وی ابوالعباس عبدالله سفاح را برای خلافت برمسند نشاند و در فرجام نیز در یک دسیسه بوسیله منصور دومین خلیفه عباسی ناجوانمردانه کشته شد که در ایران بویژه خراسان خیزش های فراوانی برای خونخواهی او انجام گرفت.

ایران در دوره عباسی

 حکومت عباسی پس از پایه گذاری به یک حکومت عربی-ایرانی تبدیل شد و در این دوره از دانش و توانایی های گوناگون ایرانیان بهره های فراوانی می شد و به ایرانیان نسبت به دوره های پیشین بهای بیشتری می دادند و وزیران و دانشمندان ایرانی باعث پایداری این حکومت شدند که از پرآوازه ترین خاندانها و افراد ایرانی می توان به خاندان برمکیان و آل سهل و فضل بن سهل وزیر مامون اشاره کرد.

که در سرانجام خاندان برمکیان و فضل بن سهل به دست عباسیان کشته شدند و با اینکار زمینه های فروپاشی شکوه سلطنت خود را پایه گذاری کردند.

خاندان برمکیان

این خاندان ایرانی تبارشان به گردانندگان نیایشگاه بودایی بلخ می رسید و آنها با دانایی و هوشمندی خویش حتی به اندازه ای در دستگاه عباسی نفوذ کردند که شاه صرفا به یک عنصر تشریفاتی تبدیل شده بود که در زمان هارون الرشید از میان برداشته شدند.

 برخاست بابک

پس از مرگ ابومسلم خراسانی بابک خرمدین از آذربایجان بر عباسیان عرب شورید.خرم دینان معتقد بودند که ابومسلم نمرده است و برای برپایی عدالت بازخواهد آمد.

بابک به چرایی کوهستانی بودن سرزمین آذربایجان توانست چندین بار نیروهای خلیفه را شکست دهد اما در فرجام کار شکست خورد.

برخاست مازیار

مازیار از تبار کارنوندیان در تبرستان بود و به مخالفت و دشمنی با خلفای عباسی برخاست و در سرانجام شکست خورد و در بغداد کشته شد.

 تاسیس سلسله طاهری نخستین حکومت مستقل ایران پس از اسلام

پس از حدود ۲۰۰سال باشندگی اعراب در سرزمین ایران،این سرزمین که بطور پیاپی صحنه خیزش و قیام برضد سلطه بیگانه بود توانست استقلال گذشته خود را بدست آورد و سرانجام از این میان طاهر بن حسین که در آغاز سردار مامون بود توانست نخستین حکومت مستقل پس از اعراب را تاسیس کند.

وی کسی بود که امین عباسی برادر مامون را کشت و سبب به تخت نشستن مامون گشت و مامون نیز به پاس کارکردهایش شرطه داری بغداد و سپس حکوت خراسان ر به وی داد.پس از چندی طاهر از فرمان و اطاعت عباسیان خارج شد و فرمانروایی مستقلی تشکیل داد که در این دوره به کشاورزی و دیوانسالاری رونق بسیار یافت. و چندی پس از آن طاهر از دنیا رفت و حکومتش به محمد بن طاهر سپرده شد و سرانجام این حکومت به دست یعقوب لیث سرنگون گشت.

ایران در طول سلطه اعراب

کشور پرفراز و نشیب ایران پس از شکست ساسانیان به تصرف اعراب درآمد که این تصرف در برخی موارد بسیار وحشیانه و سخت بدست آمد که باعث کشته شدن ایرانیان بسیاری شد و شهرها و دارایی مردم ایران چپاول می گشت و ایرانیان بسیاری  به بردگی اعراب درآمدند و زنان و دختران ایرانی در بازار های حجاز فروخته می شدند و مردم رنج و ستم بسیاری را تحمل می کردند که نتیجه آن قیام های پیاپی و بزرگ که اعراب را با آن مشغول می کرد میشد.

در سوی دیگر برخی از شهر ها مانند نیشاپور به آسانی و بدون جنگ گشوده شد که علت گشایش بدون جنگ نیشاپور را وجود اصحاب پیامبر بزرگ دانسته اند که مانند دیگر گشایندگان ایران افرادی پلید و ستمگر نبودند که در پوشش اسلام دست به جنایت می زدند.

ایرانیان هرگز تاب سلطه بیگانگان را برخود نداشتند و در پی انتقام بودند که می توان گفت بخش هایی از آنرا بدست آوردند.چنانچه در آینده به آن می پردازیم ایرانیان دوباره ایران را مستقل ساختند و ایران با چهره اسلامی متولد شد و در واقع ایرانیان اسلام را پذیرفتند اما غلبه فرهنگ و زبان بیگانه را نپذیرفته و آنان را بیرون راندند.و اقداماتی را برضد عربان انجام دادند که چندی در پایین نام برده شده است:

شورش های پیاپی که هزینه زیادی را برای تازیان داشت

کشتار اعراب

خیزش خرم دینان

خیزش سیاه جامگان

خیزش مازیار

برانداختن و نابودی امویان

 شرکت ایرانیان در خیزش مختار

آزار و اذیت تازیان متجاوز

مستقل کردن کشور در دوره طاهریان

تاسیس حکومت صفاری و بیرون کردن اعراب از ایران

کشتن خلیفه دوم مسلمانان

و...

تاثیرگذاری ایرانیان و اعراب بر  یکدیگر

در آغاز باید بیان کرد که اسلام آوردن ایرانیان را نباید تاثیر اعراب بر ایرانیان دانست چنانچه بسیاری از حکام عرب تنها به فکر جمع آوری جزیه و مالیات گزاف از مردم بودند و تمایلی برای اسلام آوردن ایرانیان از خود نشان نمی دادند.در مواردی کم باعث مسلمان شدن ایرانیان شدند که آن هم بوسیله یاران پیامبر و مسلمانان راستین پدید آمد .وخیلی از ایرانیان برای اینکه جزیه پرداخت نکنند وانمود به اسلام آوردن می کردند.

ایرانیان با دیدن ویژگی های اسلام و نیکویی های آن ،آنرا برگزیدند و سبب مسلمان شدن عده ای از ایرانیان گشتند و در ضمن باید گفت اعراب در برخی موارد با تاخت و تاز و جنایات خود چهره اسلام را برای بسیاری از ایرانیان کدر کردند.

پس باید گفت در آغاز شماری از مردم ایران بوسیله عرب های باایمان و ایرانیان مسلمان شده اسلام آوردند که علت آن حق نبودن پیام اسلام نیست که همه بلافاصله ایمان نیاوردند بلکه تعریف نکردن اسلام برای ایرانیان و نفرت ایرانیان از اعراب به عنوان آورندگان اسلام باعث آن بوده است.چنانچه می بینیم تا دوره عباسی زرتشتیان و مزدکیان جمعیت قابل توجهی از ایران را تشکیل می دادند که به تدریج با بیدار شدن مردم و بیرون رفتن اعراب از دید مردم ایران به عنوان صاحبان این دین که بیشتر سفاکی شان را دیده بودند باعث ایمان آوردن مردم ایران شد که تکامل آن در دوره صفویه به پایان رسید.

تاثیر بر زبان

پس از اسلام زبان پارسی واژگان عربی بسیاری بویژه در نوشتار گرفت که علت آن هم تنها سلطه۲۰۰ساله اعراب بر ایران نیست چنانچه که در سالهای بعد زبان عربی بعنوان زبان اداری و فرهنگی بود و پس از آن با پارسی در نوشتار ممزوج شد و فارسی نوشتاری کنونی پدید آمد که البته واژگان عربی در زبان پارسی با شتابی بسیارکند درحال کاهش می باشد.

تاثیر از اسلام

پذیرفتن رسوم اسلامی را نباید تاثیر از اعراب دانست چراکه خود اعراب نبز آنرا از اسلام پذیرفتند و پیش از آن در فرهنگ آنان نبود.از جمله آداب و رسوم اسلام که ایرانیان پذیرفتند اعیاد اسلامی و آداب ماه رمضان،نماز اسلامی و... بود

ایرانیان حتی خود آداب و رسوم اسلامی آفریدند مانند مراسم سوگواری امام حسین و ائمه اطهار و پیامبر و بزرگداشت سالروزها بشیوه خود.

تاثیر اعراب از ایرانیان

اعراب خود تاثیراتی بس فراوان را از ایرانیان فرا گرفتند چنانچه  علوم و فنون بسیاری از ایرانیان یاد گرفتند و نقش ایرانیان در گسترش اسلام  بسیار زیاد بود .چنانچه گفته شده بیشتر اعراب طلا را نمی شناختند و نمک را از کافور تشخیص نمی دادند . و  اعراب پانزده سال به شیوه ساسانی سکه می زدند که در یک سمت آن تصویر پادشاه ساسانی بود.و خلیفه های عباسی لباس شاهان ساسانی را برتن می کردند

از میان چهار مذهب اهل تسنن موسسان مذاهب حنفی و حنبلی ایرانی هستند و نویسندگان صحاح سته هر شش تن ایرانی بودند که ابن ماجه از قزوین، حافظ نسایی از نسا،محمد ترمذی از ترمذ،ابی داوود از سیستان،مسلم بن حجاج نیشابوری از نیشاپور و حافظ ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره بن بردزبه بخاری از بخارا بودند.که نشاندهنده دانش دوستی و خردورزی ایرانیان می باشد همچنین از گذشته تاکنون بزرگان مذهب شیعه نیز ایرانیان بوده و هستند و اگر نهال اسلام در میان اعراب متولد شد،توسط ایرانیان بزرگ شد و به شکوفایی رسید.

 

تاثیر بر زبان عربی

زبان پارسی همانطور که از زبان عربی تاثیر پذیرفته است بر آن زبان تاثیر گذاشته است که این تاثیر هم پیش از اسلام و هم پس از اسلام شکل گرفته است که دانشمندان ارقام بالایی از واژگان پارسی در عربی ذکر کرده اند.و سیبویه شیرازی نخستین کسی بود که برای زبان عربی صرف و نحو نوشت و علامت های ضمه،کسره،فتحه و تنوینها را اختراع کرد .

واین ایرانیان بودند خط عربی را ارج بخشیدند و آرا تکمیل کردند.

 تاسیس سلسله صفاری طلوع ایرانی نیرومند

سلسله صفاری بدست یعقوب لیث صفاری یا رادمان پسر ماهک سیستانی تاسیس شد.او از تبار پادشاهان ساسانی بود و در سیستان به عیاری و جوانمردی آوازه داشت و توانست خوارج  را در سیستان به سختی سرکوب کند.

او در آغاز به کرمان و فارس لشکر کشید و توانست آن نواحی را به تصرف خویش درآورد و سپس خراسان را گشود و طاهریان را برانداخت .وی همیشه آرزو داشت عباسیان را براندازد و با لشکری خوزستان را گشود و به جنگ با خلیفه عباسی پرداخت اما شکست خورد و باری دیگر به جنگ با عباسیان رفت و  این بار در گندی شاپور بر اثر بیماری قولنج درگذشت که تاریخ نگاران او را فردی باخرد و هوشمند و پایدار دانسته اند.

پاسداری از زبان پارسی

یعقوب فردی بود که چنانچه پیداست فرهنگ دوست و پاسدار هویت ایرانی بوده است و در کتاب تاریخ سیستان آمده:در سال۲۵۳هجری پس از فتح پوشنگ و کابل و هرات به دست یعقوب لیث صفاری ،شاعران درمدح  وی اشعاری به عربی می سرایند پس از خواندن یکی از قصیده های عربی،یعقوب می گوید:چیزی که من اندر نیابم ،چرا باید گفت.و محمدبن وصیف سیستانی شعر فارسی گفتن بگرفت.

 ساسانیان پس از اسلام دوباره زنده شدند

پس از اسلام مردی از تبار ساسانیان در سیستان از جای برخاست و حکومت صفاریان را تاسیس کرد و این نشان می دهد یعقوب لیث پس از اسلام مدتی حکومت نیاکانش را بدست آورد.

زیاریان

بنیانگذار این سلسله مرداویج می باشد او فردی از تبار فرمانروایان پیش از اسلام گیلان بود و منطقه ای که او درآن می زیست کوه های دیلم بود که اعراب هیچگاه نتوانستند آن نقطه را به زیر سلطه خود ببرند و بیشینه مردم این ناحیه هم پایبند به دین زرتشتی بودند که بعدها توسط سادات شیعه به اسلام گرویدند.

مرداویج در آغاز نزد حسنیان تبرستان و سپس نزد اسفار پسر شیرویه خدمت می کرد اما با شورش سربازان اسفار آنها اسفار را در طالقان کشتند و مردآویج تبرستان و گرگان و عراق عجم را بدست آورد و شهرهمدان را نیز تصرف کرد و از عباسیان گرفت او آن قدر پیش رفت تا به حدود عراق عرب رسید.او آرزو داشت شاهنشاهی ایران را دوباره زنده کند و خلفای عرب را براندازد و او برسر خود تاج شاهنشاهی همانند تاج خسروانوشیروان می گذاشت.

سپس شهر اصفهان را تصرف کرد و پس از آن خوزستان را گشود و لرزه بر پایه های عباسیان نهاد.او در اصفهان با شکوهی بسیار جشن سده را برپاکرد و دستور داد دوسوی زاینده رود را هیزم فراوان گردآوردند و آتش افروزی باشکوهی برپاشد.همچنین او برای آداب و رسوم ایرانی و جشن های باستانی ایرانیان ارزش بسیار قائل بود و برای انجام آن بسیار می کوشید.

مورخان نوشته اند که مرداویج پیرو دین زرتشت بود و به ظاهر اسلام را پذیرفته بود.وی در نهایت بعلت بدرفتاری با بردگان ترک و تهدید به کشتار آنها بدست آنان کشته شد.پس از مرداویج برادرش وشمگیر بر تخت نشست اما با مرگ مرداویج زیاریان هم بسیار ضعیف شدند و فرزندانشان بطور حکمرانان محلی در گرگان و گاهی کمی فراتر از گرگان حکم می راندند.

پیدایش بوییان و تسلط ایرانیان بر عراق عرب

بوییان یا آل بویه نخست درخدمت زیاریان بودند که پس از مرگ مردآویج قدرت گرفتند.ریشه و تبار آنها مانند زیاریان به کوهستان های دیلم  بازمی گردد و برخی آنها را از تبار بهرام چوبین و برخی از تبار یزدگردسوم دانسته اند.

آنها سه برادر به نام های علی و حسن و احمد بودند. که پس از کشاکش با وشمگیر زیاری توانستند عراق عجم را بدست بگیرند و بخش بزرگی از ایران را به زیرچتر خود بردند و ایران با جامه ای شیعی به اقتدار نسبی رسید.

در زمان آنان جشن های نوروز و مهرگان بعنوان نشانه فرهنگ ایرانی باشکوه برگزار می شد چنانکه شهر شیراز نورانی می گشت و مذهب تشیع تبلیغ می شد و در عین حال مدارا با دیگر مذاهب و کیش ها نیز صورت می گرفت چنانکه غیرمسلمانان شاهد سیاست های سخت گیرانه شدیدی نبودند و زرتشتیان مجبور نبودند که در محله های ویژه زندگی کنند و نشانه های ویژه ای داشته باشند و هنگامیکه مسلمانان شیراز بر زرتشتیان شوریدند به دستور عضدالدوله لشکری برای تنبیه شورشیان فرستاده شد.

گشودن بغداد بدست بوییان ایرانی

پس از  گشودن خوزستان احمدپسربویه توانست بدون جنگ بغداد را بدست آورد و خلیفه مستکفی را مطیع خودشان ساخت و خلیفه نیز علی را عمادالدوله و حسن را رکن الدوله و احمد را معزالدوله ملقب کرد.

از این پس دیگر خلفای عباسی مطیع بوییان ایرانی شدند و خاندان بویه توانستند آرزوی یعقوب لیث و مرداویج که گشودن بغداد بود را برآورده سازند.

پس از یک و نیم ماه از پیروزی معزالدوله ،خلیفه عباسی مستکفی را بطور عمامه به گردن از قصرش تا خانه معزالدوله کشیدند و او را به زندان انداختند  و جانشین او مطیع لله نیز تسلیم و رام  بوییان شد.

ادامه فتح سرزمین های عربی

در ادامه بصره ،موصل و سایر نقاط عراق عرب بدست معزالدوله دیلمی گشوده شد.و سپس معزالدوله به کمک برادرزاده اش عضدالدوله توانست سرزمین عمان را فتح کند و به سرزمین های آل بویه بیفزاید.

تاثیر بوییان ایرانی بر عراق عرب

در این دوران مذهب تشیع بوسیله ایرانیان در عراق و شهر بغداد ترویج بسیاری پیداکرد و مراسم سوگواری امام حسین و آداب و رسوم ایرانی-اسلامی رواج پیدا کرد.

پس از بوییان در دوران حکومت های ترک تبار غزنوی،سلجوقی،خوارزمشاهی و مغولان و تیموریان چندان برهمکنش و تاخت و تازی میان ایرانیان و عربها رخ نداده است تا حکومت صفویان که توانست پس از گذشت نهصد سال از شاهنشاهی ساسانی دوباره شکوه و فر ایران را به آن بازگرداند.گرچه حکومتهای بوییان و صفاریان و سامانیان توانمند و نیرومند بودند اما هیچکدام نتوانستند تمام ایران را یکپارچه به زیر پرچم خود ببرند.

صفویان

پس از سالها سلطه ترک و مغول بر پهنه ایران اسماعیل صفوی که اصالتا کرد تبار و آذری زبان بود توانست حکومتی با قدرتی به سان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان پدید آورد .

شالوده و پایه سیاست صفویان گسترش مذهب تشیع و تبدیل کردن آن به عنوان مایه همبستگی ملی ایرانیان و توسعه و مستحکم کردن فرهنگ ایرانی بود یطوریکه شاه اسماعیل برای زنده کردن نشانه های ملی شاهنامه خوانی را گسترش داد و بر جایگاه زبان پارسی افزوده شد و خود نیز برای فرزندان خود نامهای ایرانی اصیل برگرفته از شاهنامه نهاد مانند سام،تهماسب،فرنگیس و..

کشمکش صفویان و عثمانی ها برای عراق عرب

عراق عرب که میان ایران و عثمانی جای گرفته بود گاهی در دست ایرانیان صفوی بود و گاهی در دست ترکان عثمانی .

در سال1032شاه عباس بزرگ  عراق عرب را فتح کرد و پس از آن حافظ احمدپاشا بغداد را تصرف کرد و سپس ایرانیان دوباره آنرا بازپس گرفتند و شاه عباس شکست های سختی به عثمانیان تحمیل کرد.

فتح بحرین

پرتغالیها در سال926 بحرین را زیر اشغال خود برده بودند و شاه اسماعیل هم بعلت فراهم نبودن شرایط لازم نتوانست مانع اقدامات آنها شود.

در سال1009 نیروهای ایرانی صفوی توانستند جزیره بحرین را از چنگ پرتغالیها بیرون آورده و ضمیمه ایران کنند.

در دوران افشاریان

در زمان حکومت افشاری که پرشکوه اما زودگذر بود چندان برهمکنشی میان ایرانیان و اعراب رخ نداده و می توان گفت مناطق شمالی عمان در جزیره العرب در زیر سلطه ایرانیان بود.

در دوران زندیان

بنیادگذار این سلسله کریمخان زند بود که از دادگرترین زمامداران ایران میباشد.در دوره زندیان ایرانیان بصره را فتح نموده و آنرا از عثمانی جدا ساختند همچنین در این دوره بحرین و جزیره خارک نیز به زیر نفوذ ایران رفت و دست استعمارگران اروپایی از آنان کوتاه شد.

در دوران قاجار

در طول دوره قاجار که همه ما از بی لیاقتی و بی کفایتی آنان آگاهیم که بخش هایی بزرگ از سرزمین مان را از دست دادند چون بیشتر تمرکز حوادث در مرزهای شمالی و شرقی بود در مرزهای غربی که ایران با عربها همسایه بود حادثه مهمی رخ نداده است.

در دوران پهلوی

در دوره رضاشاه که سیاست غربگرایی و اقدامات ضداسلامی جان گرفته بود و اجرا می شد تحولاتی مبنی بر نگاه به تاریخ گذشته و مرمت آسیب دیدگی های فرهنگی ناشی از یورش بیگانگان در طول تاریخ در دست کار قرار گرفت.

بر این اساس گرایش زنده کردن فرهنگ ایران باستان برای بازگشت به ایران نیرومند آن زمان شروع به جان گرفتن کرد و در این میان گرایش ضدعربی و تلاش برای حذف عناصرعرب از فرهنگ ایرانیان جدی گرفته شد.

 پس از برکناری رضاشاه و رویکار آمدن محمدرضاشاه گرچه  سیاست ها هوشیارانه تر شده بود اما در این دوره جزیره بحرین با فشار انگلستان با انجام رفراندوم از ایران جدا شد.

در دوره جمهوری اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در برابر اقدامات محمدرضاشاه هنوز چندی از انقلاب مردم نگذشته بود که کشور مورد هجوم آماج توطئه های دشمنان قرار گرفت مانند ترور،کودتا،بمب گذاری و ادعاهای خودمختاری و در نهایت حمله همه جانبه ارتش صدام به ایران.

جنگ ایران و عراق

پس از درگیری های پراکنده در31 شهریور 1359 عراق بطور رسمی به بهانه بازپسگیری سرزمین های عربی که ایران آنها را تصرف کرده به ایران بطورهمه جانبه حمله کرد در آغاز  ارتش صدام بخش های از مناطق مرزی ایران را تصرف کرد و حملات هوایی خود را هم متوجه پایگاه های هوایی ایران ساخت.

ارتش عراق که کاملا مجهز بود و مورد حمایت کشورهای قدرتمند نیز قرار داشت با این تصور که ایران را متحمل شکست های سنگینی می کندو به مقاصد خود می رسد اما با پایداری و مقاومت دلاورانه مردم ایران با روحیه معنوی و دینی مواجه شد.

ایرانیان پس از حمله غافلگیرانه با تمام توان و با کمترین امکانات به مبارزه با دشمن پرداختند و علاوه بر نیروهای نظامی مردم عادی هم از سراسر کشوربه دفاع از کشور شتافتند و پس از پیروزی های ایران و بازپس گیری برخی مناطق مورد تجاوز ارتش عراق از برنامه ریزی های خود ناامید گشت همچنین هر دو کشور تلفات جانی بسیاری داده بودند.چندین قطعنامه پیشنهاد داده شد که مورد پذیرش ایران واقع نشد وایرانیان توانسته بودند بخش هایی از خاک عراق را نیز بدست بگیرند و سرانجام با ورود آمریکا به جنگ و استفاده عراق از سلاح های شیمیایی وتوجه به تلفات جانی و نظامی زیاد ایران قطعنامه598 را در 29تیر1366 را پذیرفت و عراق دوباره مجبور به قبول قرارداد الجزایر شد و پس از هشت سال جنگ همه جانبه با ارتشی کاملا مجهز با حمایت ابرقدرتها و برخی کشورهای عربی نه تنها ذره ای از خاک ایران را به دشمن نداد بلکه به خیال خام صدام که ایران را به اعراب تسلیم خواهد کرد پاسخی کوبنده داد.

 هم اکنون کشورمان نیرومندترین کشور منطقه می باشد تا جایی که ابر قدرتها از وجود آن احساس ترس می کنند و باید گفت روابط کشورمان با همه کشورهای عربی مسالمت آمیز می باشد و به شیطنت های کشورک های حاشیه خلیج پارس مبنی بر ادعای مالکیت جزایر سه گانه و نام خلیج پارس پاسخ دندان شکن می دهد.

 

 

نظرسنجی

اصالتا از کدام قوم ایرانی هستید؟








دریافت کد آمارگیر سایت