close
تبلیغات در اینترنت
امپراتوری هخامنشی از آغاز تا پایان

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 45
  • کل نظرات : 1
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 58
  • بازديد ديروز : 9
  • بازديد کننده امروز : 2
  • بازديد کننده ديروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 3
  • بازديد هفته : 84
  • بازديد ماه : 179
  • بازديد سال : 2,390
  • بازديد کلي : 10,981
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.10.219
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

 

امپراتوری هخامنشی از بزرگترین و نیرومند ترین  امپراتوری هایی است که جهان به خود دیده است.این امپراتوری ،در واقع امپراتوری بود که حکومت های بزرگ بابل،لیدی،مصر را از بین برد و در آغاز فرمانروایان شکوهمند و نیرومندی چون کورش و داریوش را به خود دید که پادشاهانی دادگر در عین نیرومندی را چون آنان کمتر می توان دید این امپراتوری را کورش بزرگ پایه گذاری کرد و گستره آن از هند تا اروپا و آفریقا هم رسیده است و در نهایت بدست اسکندر مقدونی نابود گشت که پس از چندی  شکوه ایران دوباره توسط اشکانیان زنده شد.گفتنی است امپراتوری هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان و بزرگترین آن از نظر گستردگی و جمعیت می دانند.

 250px-achaemenidmapbehistuninscription.png

قلمرو هخامنشیان در اوج شکوه

1-کورش بزرگ

درباره زایش کورش بزرگ افسانه های بسیاری گفته شده و دیدگاه های گوناگونی وجود دارد اما با تکیه به دیدگاه تاریخی باید گفت کورش بزرگ فرزند کمبوجیه نخست فرمانروای انشان و ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد بود.

کورش در سال553پیش از میلاد مردمان پارس را بر ماد شوراند و شماری از مادیان نیز با کورش همراه شدند و در نهایت حکومت ماد شکست خورد و کورش توانست شاهنشاهی پارس را بنیاد نهد.

گشودن لیدی

در طی جنگ میان لیدی و پارس در نخست کورش بزرگ به کرزوس پادشاه لیدی پیشنهاد آشتی داد اما وی نپذیرفت و جنگ میان ایرانیان و لیدی ها آغاز شد و در برخوردهای نخست لیدی ها سخت ایستادگی می کردند اما در برخوردهای پسین پیروزی ازآن ایرانیان بود و شهر سارد پایتخت لیدی تصرف شد و کرزوس دستگیر گشت. و گشودن آسیای صغیر به پایان رسید.

کورش پس از فتح لیدی سرزمین های خاوری ایران را نیز گشود و آنان را منظم ساخت.

گشودن بابل

در مورد گشودن بابل دو روایت وجود دارد یکی روایت هرودوت و مردم بنی اسراییل و دیگری روایت بدست آمده از حفریات بابلی می باشد.

براساس روایت هرودوت و بنی اسراییل پادشاه بابل  از ایرانیان شکست خورد و به درون شهر پناه برد و فرماندهی قشون بابل را بلتشر پسر پادشاه برعهده گرفت.

تسخیر شهر بسیار مستحکمی چون بابل با آن برج و بارو هایش ناممکن بود و به فرمان کورش مسیر آب رود فرات را برگرداندند و توانستند اینگونه شهر را تسلیم خود کنند.

براساس منابع بابلی نبونید پادشاه بابل تندیس رب النوع اور را به بابل آورد و پیروان بل مردوک الهه مردم بابل را آزرد و کورش آب دجله و دیاله را برگردانید و توانست شهر بابل را تسخیر کند. کورش بزرگ  با احترام به مردم بابل طبق رسم بابلی ها تاجگذاری کرد.

همچنین کورش بزرگ یهودیان را که از زمان بخت النصر  در بابل در اسارت بودند با آنان به مهربانی برخورد کرد و اجازه داد به سرزمین خود فلسطین بازگردند.

125px-standard_of_cyrus_the_great_(white)_svg.png

پرچم کورش بزرگ

مرگ کورش بزرگ

برخی ها می گویند کورش در جنگ با ماساژت ها که یکی از مردمان ایرانی تبار آسیای میانه بودند کشته شد و جسدش را به پاسارگاد آورده دفن کردند و برخی ها می گویند به مرگ طبیعی در پاسارگاد جان داده است.

کورش از مهربان ترین و دادگر ترین پادشاهان جهان است و به آداب و رسوم و عقاید مردم گوناگون احترام می گذاشت و بنی اسراییل بسیار کورش را ستوده اند وی کسی بود که بابل و لیدی دو فرمانروایی بزرگ آن زمان را شکست داد و امروزه از سوی سازمان جهانی یونسکو امپراتوری هخامنشی بعنوان نخستین و بزرگترین امپراتوری جهان به ثبت رسیده است.

57162847432462706751.jpg

2-کامبیز

کورش دو پسر از بانو کاساندان داشت یکی کامبیز یا کمبوجیه بود که فرماندار بابل بود و  در هنگام نبود کورش زمام امور ایران را بردوش می گرفت و دیگری بردیا بود که مناطق خاوری ایران یعنی خوارزم،باختر،کرمان و پارت را فرمان می راند.

کامبیز پس از به تخت نشستن  بردیا را که مورد توجه مردم بود کشت و سپس به آرام کردن استان ها پرداخت و در نهایت تصمیم به گشودن مصر گرفت.

گشودن مصر

پادشاه مصر آمازیس چنین می اندیشید که ایرانیان از راه دریا به مصر خواهند تاخت اما بعد فهمید که ایرانیان از راه صحرای سینا در راه مصر اند بطوریکه ایرانیان با عرب های بیابانگرد پیمان بستند عربها با مشگ های آب در صحرای میان فلسطین و مصر ایرانیان را تامین کنند و از خوشبختی ایرانیان پادشاه نیرومند مصر در گذشت و فردی دیگر جایگزین او شد و ایرانیان توانستند مصریان را شکست داده وارد شهر ممفیس گردند.

کامبیز پس از گشودن مصر به کشورگشایی در آفریقا پرداخت و توانست سرزمین های دیگری رانیز فتح کند.

از اقدامات ننگین کامبیز ازدواج با خواهر خویش رکسانا بود که در میان ایرانیان سابقه نداشته است و در نهایت رکسانا بدست کامبیز هم کشته شد. او پس از بازگشت از مصر در راه ایران شنید که مغی مادی خود را بردیا جازده است و شاهنشاهی را بدست گرفته است او در وضعیتی سخت قرار گرفته بود و از سویی می دانست که او بردیا نیست و از سویی نمی توانست بگوید که بردیا را کشته است که سرانجام راز خود را برای برخی از کسانی که در سفر مصر با او بودند فاش کرد و خودش نیز به طرز مرموزی درگذشت.

واقعه بردیای دروغین

گئوماتای مغ که از مردمان ماد بود در ایران خودش را بردیا نامید و برتخت نشست و برای اینکه مردم را با خود همراه سازد مالیات سه سال را بخشید.

سرانجام گئوماتای مغ توسط دختر هوتانه یکی از اعضای هفت خانواده درجه یک پارس شناسایی شد بطوریکه این دختر یکی از زنان گئوماتا بود و توانست گوش بریده او را ببیند که نشانه ای بر بردیا نبودنش بود که سرانجام داریوش وارد کاخ شده  و مغ را پس از 7ماه ربایش حکومت از میان برد.

3-داریوش بزرگ

داریوش فرزند ویشتاسپ که پس از کشتن گئوماتای مغ به حکومت رسید در آغاز کارش گرفتار نابسامانی های فراوانی در کشور بود که در ابتدا آنها را رفع کرد.

داریوش برای ساماندهی اوضاع درونی ایران فعالیت های بسیاری کرد،برای نمونه برای هر بخش ایران شهربان تعیین کرد و راه ها و چاپارخانه ها و ارتش جاویدان را تشکیل داد و دریای سرخ را برای نخستین بار با دریای مدیترانه مرتبط ساخت.

گشودن سند و پنجاب

داریوش توانست دو استان سند و پنجاب را که در هند واقع شده بودند را نیز به قلمرو ایران بیافزاید.

جنگ با یونان

جنگ میان ایرانیان و یونانیان با مداخله یونانیان در امور شهرهای یونانی نشین آسیای صغیر آغاز شد که داریوش را خشمگین کرد و در این جنگ دوطرف پیشرفت خاصی را حاصل نکردند و سپاهیان ایران عقب نشستند تا در آینده با توان بیشتری به جنگ بیایند.

داریوش در سال 486پیش از میلاد درگذشت و آرامگاهش در کوه رحمت در منطقه نقش رستم شهرستان مرودشت کنونی می باشد.

4-خشایارشا

خشایارشا فرزند داریوش بزرگ و آتوسا دختر کورش بزرگ بود و میان سالهای485تا 465 پیش از میلاد حکومت می کرد. او پس از فرونشاندن شورش های مصر و بابل  برای جنگ با یونانیان آماده شد.

در آغاز سپاه ایران با ایجاد پلی از قایق ها وارد یونان شدند و چند منطقه را نیز گشودند.

جنگ ترموپیل و فتح آتن

در طی این جنگ ایرانیان پیروز شدند و آتنی ها ناچار شدند که با کودکان و زنان بسوی جزیره سالامیس بروند و شهر آتن به تصرف ایرانیان درآمد و  اردوی ایرانیان در خارج آتن شکل گرفت.

جنگ سالامیس

این جنگ که با حیله تمیستوکل بوجود آمد و کشتی های یونانی دارای آرایش صف بودند درحالیکه کشتی های ایران بعلت کمبود جا آرایش ستونی را اختیار کردند که به همین علت در این جنگ شکست خوردند. و خشایارشا چون از ایران خبرهای ناگواری دریافت کرده بود با نظر مردونیه و بانو آرتمیس از سرداران سپاه موافقت کرد و به ایران بازگشت. و مردونیه با سیصدهزار نفر در یونان ماند.

نبرد های پلاته و میکال

در جریان این جنگ مردونیه به یونانی ها پیشنهاد داد که پیروی از ایران را بپذیرند اما آنان نپذیرفتند و ایرانیان دوباره آتن را تصرف کردند و در آغاز این جنگ ایرانیان پیروز بودند اما چون مردونیه در این جنگ کشته شد سپاه ایران درنهایت شکست خوردند.

نبرد میکال هم واپسین جنگ میان ایرانیان و یونانی ها بود که در نتیجه آن دماغه میکال بدست یونانیان افتاد.

درکل این همه جنگ با یونان از سوی ایران نیاز نبود و با شرایط آن موقع یونان دیر یا زود آنها به زیر چتر ایران می آمدند  چنانچه بعد هم همینطور شد.

در سال465 پیش از میلاد فردی به نام مهرداد بارییس گارد ویژه خشایارشا به نام اردوان شاه و داریوش پسرشاه را کشتند و اردوان از سوی ویشتاسپ پسر دیگر خشایارشا 7ماه نیابت سلطنت داشته و بطور موقت پسر سوم شاه یعنی اردشیرنخست را برتخت نشاند تا اورا نیز در موقعیت مناسب از میان بردارد اما اردشیر از این قصد آگاه شد و پیش از او او و پسرانش را کشت و به تخت نشست.

5-اردشیر نخست

 در آغاز سلطنت او ویشتاسپ پسر دیگر خشایارشا به همراه مردم باختر مدعی شاهی شد اما در طی دو جنگ شکست خورده ناپدید گردید.

در همین دوره فردی لیبیایی به نام ایناروس در مصر شورش کرد و هخامنش برادر خشایارشا که فرماندار مصر بود را کشت که بغابیش از سوی اردشیر به این واقعه پایان داد.

در این دوره اتفاقاتی نیز در ارتباط با یونانیان رخ داد.

6-خشایارشای دوم

خشایارشا دوم پس از پدرش اردشیر نخست به تخت نشست اما پس از 45روز به دست سغدیانس پسر اردشیر و آلوگونه همخوابه اردشیر کشته شد.

7-سغدیانس

سغدیانس نیز 6ماه بیشتر برتخت ننشست و بدست وهوک پسر دیگر اردشیر کشته شد و وهوک پس از به تخت نشستن خودش را داریوش دوم نامید.

8-داریوش دوم

 داریوش دوم یکی از فرزندان اردشیر یکم بود . همسر نخستش پریزاد یا پروشات می باشد که برخی گفته اند خواهر ناتنی اش بوده است در این دوره پریزاد نقش بسیار موثری داشته است.

در این دوره جنگ پلوپونس میان یونانی ها به اوج خود رسید که شیوه داریوش به گونه ای بود که طوریکه عمل کند تا این جنگ به درازا انجامد.

جدایی مصر از ایران

در سال411پیش از میلاد مصری ها توانستند به مدت60 سال از ایران جدا شوند اما مصر دوباره در زمان اردشیر سوم به زیر چتر ایران درآمد.

9-اردشیر دوم

نام اصلی وی ارشک و فرزند داریوش دوم و پریزاد بود گفته شده  در زمان تاجگذاری اردشیر برادرش کورش می خواست او را بکشد اما اردشیر آگاه شد و دستور به اعدامش را داد اما گفته شده پریزاد گیسوانش را به گردن کورش بست طوری که اردشیر از کشتنش رخ برتافت و او را به آسیای صغیر تبعید کرد اما کورش با رفتن به آسیای صغیر آماده جنگ با برادرش شد و جنگ در کنار دجله رخ داد و با آنکه برتری با کورش بود اما در فرجام کورش کشته شد و تخت شاهنشاهی برای اردشیردوم ماند.

داستان استاتیرا و پریزاد

مرگ کورش کوچک پسر پریزاد باعث خوشنودی استاتیرا همسر اردشیر دوم شد و این سبب شد تا پریزاد به او زهر داده و به خوشنودی اش پایان دهد این کار باعث خشم بسیار اردشیر دوم شد و تا مدت ها خشمی فراوان از مادرش داشت.

پیمان آنتالکیداس

در دوره اردشیر دولت اسپارت در نظر داشت به بخشی از خاک ایران یورش آورد که اردشیر با زیرکی دولت های یونانی را به جان هم انداخت  و پس از شش سال جنگ درونی یونان پیمان آنتالکیداس بسته شد که به موجب آن دولت های یونانی هرکدام در کارهای درونی خود مختار باشند و دولت های یونانی اتحادی برعلیه یکدیگر نکنند در این صورت ایران به آنان خواهدتاخت و اسپارت هم رابطه ای با شهرهای یونانی آسیای صغیر نداشته باشد و جزیره قبرس هم به تصرف ایران درآید.

در یک نگاه دوره اردشیر دوم  دوره توطئه ،آشفتگی درونی و اقتدار بیرونی می باشد.

این پیمان برای یونانی ها بسیار ننگین بود و نشان دهنده قدرت ایران در منطقه یونان محسوب میشد.

10-اردشیر سوم

اردشیر سوم  در دوران شاهنشاهی اش به دفع ناهمگونی های داخلی پرداخت و شهر صیدا،جزیره قبرس و... را خاموش ساخت او پادشاهی نیرومند بود اما در سال338پیش از میلاد بدست کسی که گفته اند اصالتا مصری بوده باگو آس نام کشته شد.

.jpg

آرامگاه اردشیرسوم

11-ارشک

پس از مرگ اردشیر به تخت نشست اما باز به دست باگوآس کشنده پدر در سال336پیش از میلاد کشته شد.

12-داریوش سوم

داریوش سوم در سال336 پیش از میلاد به تخت نشست او یکی از نوادگان داریوش دوم بود که باگوآس او را برتخت نشاند اما پس از چندی باگوآس را که می خواست شاه براساس میل او رفتار کند کشت و در زمان همین شاهنشاه اسکندر مقدونی به ایران یورش آورد و امپراتوری هخامنشی نابود گشت.

اردشیردوم و سوم  خشونت را ابزاری برای کشورداری خود برگزیدند برخلاف کورش که تلاش به مهر و دادگری داشت و همین باعث شد چهره امپراتوری هخامنشیان تا اندازه ای نزد مردم کدر شود.

جنگ گرانیک

در بهار334 پیش از میلاد این نبرد روی داد که حتی جان خود اسکندر هم به خطر افتاد و نزدیک به فرارسیدن مرگش بود اما در فرجام یونانی ها پیروز شدند آسیای صغیر بدست اسکندر افتاد.

جنگ ایسوس

در سال333 دومین جنگ میان ایرانیان و اسکندر رخ داد.در این جنگ  فرماندهی سپاه را هم خود داریوش برعهده گرفت اما برنامه ریزی های نامناسب باعث شکست ایرانیان شد و چیزی نمانده بود تا خود داریوش هم اسیر گردد در این جنگ ایرانیان فداکاری بسیار کردند و داریوش توانست بگریزد اما مادر،خواهر،دختر و همسرش اسیر شدند.

پس از این داریوش به اسکندر پیشنهاد سازش به شرط پرداخت غرامت ایران و ازدواج با خاندان سلطنتی ایران و واگذاری آسیای صغیر به اسکندر را داد اما اسکندر نپذیرفت.

پس از این نبرد مصر و فنیقیه  نیز به چنگ اسکندر درآمد .اما در این تسخیر پایداری صور و غزه در برابر اسکندر ستودنی است.

جنگ گوگمل

این جنگ در سال331 پیش از میلاد رویداد و داریوش به جای جلوگیری از پیشرفت یونانی ها آنسوی دجله چشم به راه اسکندر ماند.

در این جنگ شمار زیاد ایرانیان باعث ترس اسکندر شد و این باعث شد تا فشار یونانیان بیشتر به سوی داریوش متمرکز شود که با فرار داریوش بخشی از سپاه نیز گریختند و سپاه داریوش شکست خورد و بابل به تصرف یونانی ها درآمد.

جانفشانی آریوبرزن و گشودن پارسه

پس از بابل شوش نیز به دست اسکندر گشوده شد و پس از آن راهی فتح تخت جمشید گشت اما در دربند پارس مردی بزرگ از ایرانیان به نام آریوبرزن به شدت در مقابل آنها پایداری کرد اسکندر پس از رفع این رادمرد پارسی به پرسپولیس یا تخت جمشید کنونی رسید و کشتاری در شهر به راه انداخت و کاخ های هخامنشی را به انتقام از آتش زدن شهر آتن در زمان خشایارشا آتش زد.

300px-persepolis_t_chipiez.jpg

شهر افسانه گون پارسه

پس از پرسپولیس همدان رانیز مسخر کرد و در نزدیکی دامغان شنید که بس سوس که با داریوش خویشاوند هم بود  بر او زخمی وارد کرده و خود بسوی باختر گریخته و خود را اردشیر پنجم شاهنشاه ایران نامیده است.

اسکندر هنگامی به داریوش می رسد که او درگذشته است و او جنازه اش را احترام داشته و آنرا برای خاکسپاری به پاسارگاد فرستاد.و خود به گشودن استان های خاوری ایــــران پرداخت و سفر جنگی هم به هند داشت و پس از آن دوباره قصد ایران کرد و کراتروس یکی از سرداران خود را دستور داد از راه سیستان به ایران بازگردد و خودش هم از راه بلوچستان به ایران بازگشت که بعلت گرمای زیاد وبی آبی بخش بزرگی از سپاهیانش از بین رفتند و بالاخره  همه سپاهیانش در شوش گرد هم آمدند .

اسکندر جامه شاهان ایرانی را می پوشید و مراسمات درباری را به شیوه هخامنشی اجرا می کرد و سه زن ایرانی استاتیرا دختر داریوش سوم ،رکسانا دختر اکسیارتس و پروشات دوم دختر اردشیرسوم را به همسری برگزید.برخی این دیدگاه را دارند که اسکندر مردی  شجاع و باهوش بود اما پس از گشودن ایران خود را باخت و برخی برعکس  و برخی نیز جنایت ها و کشت و کشتارهای اورا براساس محیط می دانند اما در یک نگاه اسکندر هرگز بسان کورش و داریوش بزرگ نیست چون آنان با مردم شکست خورده چنین رفتار نمی کردند و در شهری کشتار راه نمی انداختند و مردم را برده نمی کرده و قربانی نمی کردند.

مرگ اسکندر

اسکندر پس از این همه جهانگشایی در سال 323پیش از میلاد بر اثر تب پس از چند روز در 32سالگی مرد و چون جانشینی نداشت قلمروش میان فرماندهانش بخش شد و ایران به زیر چتر سلوکیان درآمد اما حکومت آنان چندی نپایید و دلاوران ایرانی اشکانی انتقام  ایرانیان را گرفته آنان را راندند.

 

 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

نظرسنجی

اصالتا از کدام قوم ایرانی هستید؟








دریافت کد آمارگیر سایت